گنجور

شمارهٔ ۳۱۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

امر علی بالیات الخیام

وابکی علیها بکاء الغمام

کهن خیمه هایی کزین پیش داشت

در آن سلمی وآل سلمی مقام

دریغا که از دور گردون فتاد

چنان سلک جمعیتی ز انتظام

نه پیداست زان خیمه ها جز نشان

نه باقیست از خیمگی غیر نام

ستونهای آن خیمه ها زیر خاک

ز هم ریخته چون رمیم عظام

ز آمد شد باد اطنابشان

گسسته ز هم چون عهود لئام

در آرامگاه غزالان شوخ

چرا کرده گوران ناگشته رام

قدمگاه کبک خرامان شده ست

گذرگاه زاغان ناخوشخرام

چو نی صبح نی شام یابد خبر

ازان رفتگان لاجرم صبح و شام

کند جامی از جان و دل سویشان

هزاران تحیت روان والسلام



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify