گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۲۹۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

مراست از تب عشق تو جان آتشناک

حبیبی انت طبیبی ولا طبیب سواک

چه سود صوفی ما را رعایت سنت

چو حرص لقمه نبرد از دهان او مسواک

کجا به وادی وحدت رسد به نعلینی

که بسته است برآن از دوال شرک شراک

به پاکدامنی تو، به پاک چشمی من

که کرده ام دل و جان را ز میل غیر تو پاک

مرا بس انکه شوم کشته در کشارگهت

مباد از سرم آلایشی برآن فتراک

تنم فتاده به ره لاغر استخوانی بود

کش از کرم سگ موی تو برگرفت ز خاک

به عجز معترف آ جامی از حقیقت عشق

که هست عجز ز ادراک غایت ادراک



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور