گنجور

 
جامی

از یمن عشق سوره یوسف به حکم نص

شد از میان جمله سور« احسن القصص »

ره رو چنان به عشق که نبود خبر تو را

از سخنی عزایم و آسانی رخص

تو خاتمی و حلقه آن سیر دوریت

دل فص آن معارف و اسرار نقش فص

زان نقش کی به اعظم اسمای حق رسد

جز عارفی که از همه خاصان بود اخص

این بس که عشق من به تو هر دم فزون شود

لاشغل لی بحبک لی زاد او نقص

بی ذوق عشق مرد درین خاکدان بود

کالحوت فی البراری والطیر فی القفص

گفتی که چند جامی ازین گریه های تلخ

کم اشرب السموم و کم اجرع الغصص

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
جامی

ای کرده بر هلاک من از اهل عشق نص

جان در تنم ز شوق تو کالطیر فی القفص

بس دلکش است قصه خوبان و زان میان

تو یوسفی و قصه تو احسن القصص

گر صاحب فصوص بدیدی لب تو را

[...]

فیض کاشانی

عالم چو خاتمیست که این است عشق قص

از قصه‌است قصهٔ عشق احسن القصص

حق در کلام خویش بآیات مستبین

در شأن عشق و رتبه عالیش کرد نص

ارواح ما ز عالم قدسست و کان عشق

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فیض کاشانی
رضاقلی خان هدایت

بر بند گوش جان و دل از هر حدیث و نص

بشنو حدیث عشق که هست احسن القصص

بگذر ز جهل و علم مده دل به عقل خاص

رو کن به باب حضرت عشق آن شه اخص

عین اللّه بصیر دل اهل دل بود

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از رضاقلی خان هدایت
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه