عالم چو خاتمیست که این است عشق قص
از قصهاست قصهٔ عشق احسن القصص
حق در کلام خویش بآیات مستبین
در شأن عشق و رتبه عالیش کرد نص
ارواح ما ز عالم قدسست و کان عشق
محبوس در بدن شده کالطیر فی القفص
روزی چو کرد حصه مقسم قرار داد
خون جگر وظیفهٔ عشاق زان حصص
بس دور شد که دور فتادیم ز اصل خویش
طول النوی بحر عنا هذه الغصص
عاشق فنای خویش طلب میکند مدام
اهل عزیمتست نمیجوید او رخص
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر عشق را به عنوان اصلیترین موضوع و حقیقت عالم معرفی میکند. او عشق را مانند یک گوهر ارزشمند توصیف میکند که در داستانها و آیات الهی به زیبایی بیان شده است. روح انسان را به پرندهای تشبیه میکند که در قفس جسم محبوس شده و به دنباله آزادی و بازگشت به اصل خویش است. شاعر اشاره میکند که عاشقان حقیقی همیشه در جستجوی فانی شدن در عشق هستند و هیچگونه رخصتی را طلب نمیکنند، بلکه به سمت هدف خود با عزم و اراده پیش میروند.
هوش مصنوعی: عالم مانند یک انگشتر است و عشق درون آن قرار دارد. قصههایی که درباره عشق گفته میشود، تنها بخشی از داستان اصلی است و عشق به خودی خود زیباترین و بهترین داستانها را به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: خداوند در سخنانش به وضوح درباره عشق و مقام بلند آن مطالبی بیان کرده است.
هوش مصنوعی: روحهای ما از عالم پاک و قدسی میآیند و عشق، که خاصیت آن بیرون بودن و آزادی است، در بدن ما نظیر پرندهای در قفس محبوس شده است.
هوش مصنوعی: روزی روزگاری تقسیم ارث و میراثی انجام شد که به دلشکستگان و عاشقان، وظیفهای سنگین واگذار کرد.
هوش مصنوعی: ما خیلی از منشا و اصل خود دور شدهایم؛ طوری که زندگیمان پر از تلخیها و رنجها شده است.
هوش مصنوعی: عاشق همیشه در تلاش است که خود را فانی کند و از این دنیا جدا شود. او به دنبال سفر و حرکت است و به هیچ مجوزی نیاز ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای کرده بر هلاک من از اهل عشق نص
جان در تنم ز شوق تو کالطیر فی القفص
بس دلکش است قصه خوبان و زان میان
تو یوسفی و قصه تو احسن القصص
گر صاحب فصوص بدیدی لب تو را
[...]
عبرت بگیر ای دل ازین دهر پر غصص
ز احوال انبیا و سلاطین شنو قصص
بنگر چها ز قوم کشیدند انبیا
بس جرعهای خون که کشیدند از غصص
حق کرد بر خواص مو کل بلای خویش
[...]
بر بند گوش جان و دل از هر حدیث و نص
بشنو حدیث عشق که هست احسن القصص
بگذر ز جهل و علم مده دل به عقل خاص
رو کن به باب حضرت عشق آن شه اخص
عین اللّه بصیر دل اهل دل بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.