گنجور

شمارهٔ ۲۶۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

نازک اندامی که هست آسیب تن پیراهنش

جانم آزارد ز آسیبی که آید بر تنش

چون گلشن می داشتم بر دست چون دارم روا

کوفتد گل گل به تن چون گلبن از دست منش

ترسم از آزار مژگان ورنه دارم آرزو

کز بدن آزردگی چینم به چشم روشنش

فن خوبان است گاهی جنگ و گاهی آشتی

خوبتر بینم ز خوبان جهان در هر فنش

هر زمان بی موجبی با او برآرم سر به جنگ

تا به رسم آشتی دست آورم بر گردنش

شد گریبان وصال او به چنگ از دست من

دست آن کوتا بعد از آن بگیرم دامنش

بهر آن سرو این غزل جامی به برگ گل نویس

باشد آن را افکند باد صبا پیراهنش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان