گنجور

شمارهٔ ۲۵۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ز ره ملغز چو پرسم تو را به رسم لغز

به رغم واعظ پرگوی نکته ای موجز

چه نقطه است که از کثرت شئون پر ساخت

همه دوایر کون از محیط تا مرکز

طریق عام بود پختن خیال دویی

طریق عام مپوی و خیال خام مپز

به زور زرطلبی روز گرد رز گردی

نه زور ماندت آخر نه زر نه روز و نه رز

اذل و ارذل خلق جهانست منکر عشق

اگر چه یافت لقب صاحب اجل اعز

چو پیر زیر پر پرورش گرفت تو را

به سان بیضه بیارام و چپ و راست مخز

چو موج تفرقه جامی تورا گذشت ز سر

برابر است اگر یک گز است اگر صد گز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط