گر ز هجران چشم من زینگونه خون پالا شود
جای آن دارد که گرد من ز خون دریا شود
موعد وصل است فردا کاش چرخ تیزگرد
طی کند امروز را تا زودتر فردا شود
گرچه طوبی در علو از سدره سربالا کشد
نیست حد او که با قد تو هم بالا شود
شمع رخ بنما که تا طاووس زرین بال خور
در تماشای تو چون پروانه ناپروا شود
خوش درآ در جلوه خوبی که تاوان برتو نیست
گر جهان پر فتنه یا آفاق پر غوغا شود
برق را مانی که چون پیدا شود ناگه ز دور
چشم کس ناگشته بر وی گرم ناپیدا شود
طوطی قدس است جامی از لب گوهرفشان
جای ده در شکرستانش که شکرخا شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و longing است. شاعر از درد جدایی حرف میزند و آرزو میکند که به زودی به وصال محبوبش برسد. او در بیان احساساتش از تصاویری زیبا و نمادین مانند شمع، پروانه و طوطی استفاده میکند تا زیبایی و جذابیت محبوبش را به تصویر بکشد. همچنین، او به شور و شوقی اشاره میکند که در دلش برای دیدار محبوبش وجود دارد، و انتظار دارد که با ورود محبوب، تمام غمها و فتنههای جهان محو شوند. شعر در مجموع حس عاشقانه، انتظار و زیبایی را به خوبی منتقل میکند.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر دوری محبوب چشمانم اینگونه پر از اشک شود، حق دارد که دور و بر من به اندازهی دریا خون جاری شود.
هوش مصنوعی: فردا زمان ملاقات ماست، ای کاش زمان امروز را سریعتر طی کند تا هرچه زودتر به فردا برسیم.
هوش مصنوعی: اگرچه درخت طوبی از درخت سدره در بلندی بالاتر است، اما حدود بلندی او به پای قامت تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: ای شمع، زیباییات را نشان بده تا طاووس با بالهای زرینش در تماشای تو مثل پروانهای بیپروا شود و به دور تو بچرخد.
هوش مصنوعی: زیباییات را نشان بده و نگران consequences نباش، حتی اگر جهان پر از آشوب و همهمه باشد.
هوش مصنوعی: چشمانداز درخشان را تصور کن که به ناگاه از دور نمایان میشود و در این حال، نگاه کسی به آن جلب میشود و احساس میکند که با وجود فاصله، گرمایی نامحسوس از آن به او منتقل میشود.
هوش مصنوعی: طوطی مقدس یکی از دمنوشهای خوشمزه در دنیای شیرینی است که اگر از لبهای زیبا و پرزرق و برق او نوشیدن کنید، میتواند به سرزمین شیرینیاش راه یابد و آنجا را شیرینتر کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر که را شاه جهان بردارد و بنوازدش
در سخا گر قطرهای باشد چو صد دریا شود
آن نمیبینی که در باغ و چمن از خارها
در بهاران ز ابر نیسانی چه گل پیدا شود
چون شمال مهرگان اندر هوا پویا شود
زاغ گنگ اندر میان بوستان گویا شود
نار چون بیجاده گردد سیب چون مرجان شود
آب چون پیروزه گردد خاک چون مینا شود
هست هم دینار و هم دیبا گرامی از چه رو
[...]
از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود
جای آن باشد که مردم در میان شیدا شود
من چنین دانم که باشد نسخه ای از روی او
صورتی از آینه خورشید اگر پیدا شود
ماه رویا، کی رسد در آفتاب روی تو
[...]
گرز خورشید جمالت ذرهای پیدا شود
هر دو عالم در هوایش، ذرهسان دروا شود
شمع دیدارش اگر از نور تجلی پرتوی
افکند بر کوه، چون پروانه نا پروا شود
عاشق صادق چه داند کعبه و بتخانه چیست؟
[...]
گر دلم در زلف پنهان کردهای پیدا شود
مشک غمازست و این دزدی از او رسوا شود
ناحق افتادست زلفت در کف هر مدعی
چون بدست ما بیفتد حق بدست ما شود
ای صبا بر گوی امشب از زبان ما به شمع
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.