گنجور

شمارهٔ ۱۴۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

برآ به پای خرد گرد آن برآمده کاخ

درآی در حرم انس قدسیان گستاخ

برون ز حس و جهت صدهزار جهان

چه تنگ ساخته ای بر خود این جهان فراخ

به سربلندی کاخ جلال و جاه مناز

کز انقلاب زمان خاک گردد آخر کاخ

چو دل ز زرق و ریا پاک نیست ای صوفی

چه سود دلق ریا پاک شستن از اوساخ

بود ز قوت عرفان تذلل عارف

بلی ز پری میوه بود تواضع شاخ

چو درد عشق نداری سرایتی نکند

اگر به چرخ رسانی نفیر آوخ و آخ

ز شیخ چله حذر جامیا که می نگزد

دوباره مار خردمند را ز یک سوراخ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام