گنجور

شمارهٔ ۱۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

کؤوس الراح دارت خذ ید الساقی و قبلها

که باشد در کف او قوت جانها قوت دلها

ز صد سالک سوی مقصد یکی ره برد و باقی را

شد اندر راه دامنگیر آب و خاک منزلها

به جان اندر خطر در بحر غواصان پی گوهر

نشسته از خطر ایمن صدف چینان ساحلها

چه گویم وصف آن شاهد که تا باشد جهان باشد

حدیثش نقل مجلسها جمالش شمع محفلها

شتر رقاص گردد برمغیلان چون شود حادی

به وصف کعبه وصلش جرش جنبان محملها

بریز ای دیده بر خاک مذلت گریه حسرت

که گلهای کرامت بر دمد روزی ازین گلها

رخ خدمت متاب از صحبت پیر مغان جامی

که آنجا می شود دفع بلاها حل مشکلها



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور