گنجور

شمارهٔ ۸۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

قامتت نیزه و رخسار تو ای عشوه پسند

آفتابیست که گشته ست یکی نیزه بلند

گریه ام کم نشد از لاله و نسرین بی تو

راه سیل از خس و خاشاک کجا گردد بند

ذوق پابوس توام کشت و ندارم زهره

که بپرسم ز دولعل تو که یک بوسه به چند

آمدم تا فکنی سایه لطفم بر سر

سرو بالای تو چون سایه ام از پای فکند

می کشم درد دلی بی تو که مجنون نکشید

می کنم کوه غمی بی تو که فرهاد نکند

هر سحر تا نرسد چشم بدت چرخ کند

مجمر از جرم خور از ثابت و سیاره سپند

جامی از لطف ترنم به غزلهای کمال

عندلیبیست خوش الحان به چمن های خجند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام