نهاده سر به رخت زلف عنبرین گستاخ
ندیده کس به جهان هندویی چنین گستاخ
سر هزار عزیزت فتاده بر سر کوی
گه خرام منه پای بر زمین گستاخ
بسوخت طوطی جانم ز رشک آن چو بدید
که می خورد مگس از لعلت انگبین گستاخ
به جان خود که ببخشای بر جوانی خویش
میا به غارت پیران پاک دین گستاخ
ادب جمال دگر بخشدت ز ناز مزن
قدم به فرق گدایان ره نشین گستاخ
رقیب را ز بر خود بران که از خرمن
به است دور چو افتاد خوشه چین گستاخ
به عذر پیش سگان تو جامی آید روز
بر آستان تو ساید چو شب جبین گستاخ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جاذبهای است که ظاهراً از معشوق ناشی میشود. شاعر با بیان ویژگیهای خاص معشوق، مانند زلف و چهرهاش، به گستاخی و جسارت او اشاره میکند. او به طوطیای اشاره میکند که از حسادت میسوزد، چرا که میبیند مگسها از لبهای معشوق مینوشند. شاعر نیز به جوانی و زیبایی خویش میگوید که نباید اجازه دهد دیگران به راحتی از او بهرهبرداری کنند. در نهایت، شاعر به ادب و تواضع اشاره کرده و از رقیبان میخواهد که از معشوق دور شوند. او میگوید که خوشهچینی از خرمن، محو زیبایی معشوق خواهد بود.
هوش مصنوعی: سرم را بر روی موهای عطرآگین تو گذاشتهام، که هیچکس در جهان مانند تو را اینقدر بیپروا و شجاع ندیده است.
هوش مصنوعی: این جمله میگوید: هزاران نفر عزیز و دوستت در کوی و برزنی پخش شدهاند، پس با وقار و آرامش قدم نزن و خود را مغرور نشان نده.
هوش مصنوعی: طوطی جانم به خاطر حسادت به آن مگس سوخت، وقتی که دید مگس از شهد لعل تو مینوشد و بیپرواست.
هوش مصنوعی: به جان خود قسم که ای جوان، هرگز اجازه نده که افراد پیر با تصور خود، تو را به بیراهه بکشند و دین پاکت را تحت تأثیر قرار دهند.
هوش مصنوعی: ادب و رفتار خوب میتواند زیبایی و جذابیت خاصی به شخصیت انسان ببخشد. بنابراین، با ناز و تکبر وارد نشو و به خودت مغرور نشو، چرا که این کار باعث میشود که در نظر دیگران به عنوان فردی گستاخ و بیادب شناخته شوی.
هوش مصنوعی: رقیب را از خود دور کن، زیرا هنگامی که شانه به شانهی تو قرار گیرد، همانند دزدکی به برداشت از خرمن دیگران میپردازد.
هوش مصنوعی: به خاطر تو، در روزی که میآید، جامی به پا در میآید و به درگاه تو میرسد، همانطور که شب با گستاخی سرش را پایین میاندازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مبین به عارض آن سبز گندمین گستاخ
مشو به خرمن فردوس خوشهچین گستاخ
غبار هستی افتاده عزیزان است
ز روی کبر منه پای بر زمین گستاخ
تلاش وصل نمودن کمال بیادبی است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.