گنجور

شمارهٔ ۷۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

ز لعلت آن ز وی قدر شکر هیچ

دارم رنگ جز خون جگر هیچ

به گرد آن میان گشتم کمروار

بسی، وز وی ندیدم جز کمر هیچ

دهانت نیست جز هیچ و میان نیز

وز ایشان کار عاشقان هیچ بر هیچ

چو خوش خاطر نشینی با رقیبان

نباشد عاشقان را زین بتر هیچ

چو آرم تحفه جان پیش چشمت

نماید مختصر وان مختصر هیچ

نبینی آب چشمو روی زردم

نباشد پیش شاهان سیم و زر هیچ

لب لعل و دهان هیچ است و جامی

همین لعل لبت خواهد دگر هیچ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify