گنجور

شمارهٔ ۶۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

منم که دعوی عشق تو رسم و راه من است

گواه صدق درین دعوی اشک و آه من است

حریم دیر مغان را گرفته خانقهم

خم شراب کهن پیر خانقاه من است

گرم ز مهر تو مانع نگشت موی سفید

عذار تو به خط سبز عذرخواه من است

خوش آنکه سرخوشت از دور دیدم و گفتم

اگر غلط نکنم سرو کج کلاه من است

مرا ز سایه دیوار خویش دور مکن

کز آفتاب حوادث همین پناه من است

مرا چه غم که جهان را سپاه غم گیرد

چو عشقت از همه غمها گریزگاه من است

چه مرد عشق توبودم اگر به تیغ جفا

بریخت غمزه تو خون من، گناه من است

چو از صفای ارادت زنم به عشق تو دم

ضمیر پاک و دل روشنت گواه من است

ز بوستان لطایف چو جامی آن چمنم

که وصف عارض و خطت گل وگیاه من است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی