گنجور

شمارهٔ ۶۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

به غمزه چشم تو درس ستمگری آموخت

به خط لبت سبق روح پروری آموخت

ز لطف در بناگوش تو تعالی الله

که فیض نور سعادت به مشتری آموخت

دبیر مکتب حسنت ازان عذار جبین

خط مزوری و لوح دلبری آموخت

به طرف باغ گذشتی فکنده طره به دوش

چمن طراوت ازان سنبل طری آموخت

چرا نهان شوی از چشم ما اگرنه تو را

رقیب دیوصفت عادت پری آموخت

زوال هستی خودخواست از ستردن موی

مجردی که رموز قلندری آموخت

بهای لعل تو جان جامی از تو دانسته ست

خوش آن که قیمت جوهر ز جوهری آموخت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور