گنجور

شمارهٔ ۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

عاشقم اما نمی گویم کجا

بیخودم لیکن نمی دانم چرا

بیخودم زان می که آن را نیست جام

عاشقم جایی که آنجا نیست جا

حبذا زان می که از یک جرعه ساخت

از وجود خویشتن فانی مرا

ساقیا یک جرعه دیگر ببخش

تا شوم فانی ز پندار فنا

چون ز پندار فنا فانی شوم

برزنم سر از گریبان بقا

عشق بازم با تو فارغ آمده

از خیال غیر و پندار سوا

بلکه من هم از میان بیرون روم

جامی آسا با تو بگذارم تو را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر