بود جمله لطف آن زنخدان ساده
ولی باشد آن غبغب از وی زیاده
نه غبغب بلورینه جامیست گویی
نهاده در او سیبی ازسیم ساده
همانا کزان عارض آب لطافت
تراویده زیر زنخدان ستاده
چو گردابی آمد ز طوفان فتنه
دراو صد دل آشنایان فتاده
زلالیست گرد آمده زابر رحمت
دوصد تشنه جان از تمناش داده
چو طوقیست از سیم کش هرکه دیده
به طوق غلامیش گردن نهاده
چه سان سر کشد جامی از طوق شوقش
که مسکین چو قمری بدان طوق زاده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و سادگی زنخی که به او اشاره میکند، میپردازد و از غبغب او به عنوان نمادی از زیبایی و لطافت یاد میکند. غبغب او را به بلور و سیب تشبیه میکند که به معنای جذابیت و دلربایی است. شاعر همچنین به تأثیرات عاطفی و جذابیتی که این زیبایی بر دیگران دارد، اشاره میکند و میگوید که این لطافت و جذابیت مانند گردابی است که دلهای بسیاری را در خود غرق میکند. در انتها، شاعر به قدرت عشق و شوق میپردازد و به چگونگی تأثیر آن بر انسانها اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ساده و دوستداشتنی بودن آن زنخدان (چانه) باعث جلب توجه میشود، اما در عین حال، آن غبغب (چربی زیر چانه) به نوعی از او بیشتر میگوید و تاثیر بیشتری دارد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ظاهری زیبا و جذاب اشاره دارد. شاعر میگوید که درون جام بلورینی، سیبی از نقره وجود دارد. به عبارتی، زیبایی و لطافت جام و سیب، تصاویر دلنشینی را در ذهن مجسم میکند.
هوش مصنوعی: به راستی که از زیبایی چهرهات، نرمی و لطافتی مانند آب در زیر چانهات جلوهگر است.
هوش مصنوعی: به وجود آمدن یک گرداب ناشی از طوفان فتنه، باعث شده است که دلهای بسیاری از آشنایان به دام بیفتند.
هوش مصنوعی: آب زلالی از رحمت الهی جاری شده که دوصد انسان تشنه جان به خاطر آن درخواست میکنند.
هوش مصنوعی: مانند طوقی از نقره، هر کسی که به طوق غلامی نگاه کرده، گردن خود را به آن تسلیم کرده است.
هوش مصنوعی: چگونه میتواند جامی از شادی با عشق سر بکشد، در حالی که مانند یک قمری که در آن طوق به دنیا آمده، بینوا و در بند است؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زهی ! قصر خوارزمشاهی ، که دولت
ندارد مگر سوی او رخ نهاده
ز سقفش ستاره بعبرت بمانده
ز وهمش زمانه بحیرت فتاده
چو او چشم گردون بخوبی ندیده
[...]
قوامی بگو از دل سهل و ساده
که با ماده نری و با نر ماده
بداد و به . . . اد است میل تو لیکن
به دادن سواری به گادن پیاده
چو بز . . . ن بصحرا نهی وقت دادن
[...]
رسید از ره آن شاه خوبان پیاده
قبا چست کرده کله کج نهاده
پی قتل عشاق ز ابرو و غمزه
کمانی کشیده خدنگی گشاده
ز روی زمین چون قدم برگرفته
[...]
که در دام نفس و هوی اوفتاده
به لهو و لعب، عمر بر باد داده
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.