گنجور

شمارهٔ ۲۱۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

از در بسته و دیوار بلند تو به تنگ

آمده با در و دیوارم ازین غصه به جنگ

گفته ای شب در ما چند زنی این نه درست

از دل سخت تو بر سینه همی کوبم سنگ

تا به گوش تو رسد ناله من می خواهم

که به بزم تو کنم از رگ جان رشته چنگ

داده ام دل به تو از صورت مژگان تو پر

بسته ام بر کمرت ترکشی از تیر خدنگ

چه کنم چاره که کردند درین لجه نیل

گوهر وصل تو را تعبیه در کام نهنگ

نبرد نقش خط سبز تو را گریه ز دل

نشود پاک به شستن ز رخ آینه زنگ

نام جامی چه بود ننگ همه بدنامان

رند رسوا شده از نام نکو دارد ننگ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify