گنجور

شمارهٔ ۱۰۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

خطت از لعل آتشگون برآمد

ندانم سبزه ز آتش چون برآمد

خضر زد غوطه در عهد سکندر

در آب زندگی و اکنون برآمد

به خونریزی کشیدی از میان تیغ

میان عشقبازان خون برآمد

ترازو با رخت سنجید مه را

رخت در حسن ازو افزون برآمد

چو لاله داغ لیلی داشت بر دل

گلی کز تربت مجنون برآمد

دل مردم به آب چشم من رفت

چو نام دجله و جیحون برآمد

به وصف قد تو گفتار جامی

به میزان خرد موزون برآمد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر