گنجور

شمارهٔ ۱۰۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

عشرت خسرو و شیرین سحرم یاد آید

کوه غم بر دلم از محنت فرهاد آمد

بانگ زنجیر نهادند لقب بی خبران

آهن از ناله مجنون چو به فریاد آمد

گر نه شمشاد گل اندام من از باغ گذشت

چون صبا همدم بوی گل و شمشاد آمد

آدمیزاده بتان آفت اهل نظرند

آفت جان من آن شوخ پریزاد آمد

چون زره گشت مشبک سپر سینه مرا

بر دلم بس که ازو ناوک بیداد آمد

هوشیاران جهان بنده حرص و املند

ای خوش آن مست کزین بندگی آزاد آمد

نکته عشق به هنجار که گوید در شعر

غیرجامی که درین هر دو فن استاد آمد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify