گنجور

شمارهٔ ۹۷۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

به فکرت خواستم کز سر وحدت یابم آگاهی

خطاب آمد که از پیر مغان خواه آنچه می خواهی

کشم رخت ارادت بر در پیر مغان روزی

اگر دولت کند دمسازی و توفیق همراهی

نگویم با علو همتش زین اطلس والا

که دانم بر قد قدرش کند این جامه کوتاهی

شد از دیوان قسمت هر کسی را نامزد چیزی

من و جام صبوحی زاهد و ورد سحرگاهی

چه سود ای شیخ هر ساعت فزودن خرمن طاعت

چو نتوانی که یک جو از وجود خویشتن کاهی

به رقص آ ذره سان جامی چو آمد شامل حالت

فروغ آفتاب حشمت و جاه جهان شاهی

به اقبال قبول طبع شاه آوازه نظمت

چو صیت دولتش خواهد گرفت از ماه تا ماهی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط