گنجور

شمارهٔ ۹۶۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

سینه روزن روزن است از ناوک صیدافکنی

خانه دل را فروغ دیگر از هر روزنی

دارم از اشک شفق گون دور ازان خورشید روی

همچو گردون هر نماز شام پر خون دامنی

نیست آن اندام نازک را مناسب هر لباس

بایدش از گل قبایی وز سمن پیراهنی

کیست گل تا چهره افروزد به خوبی پیش تو

آتش رخسار تو یک شعله وز گل خرمنی

سهم مژگان تو از دیدار ما را بازداشت

همچو روح الله حجاب راه ما شد سوزنی

جور کم کن با من مسکین که روز بازخواست

حیف باشد دامن پاکت به دست چون منی

جامی بی خان و مان را هر دم ای بدخو مران

زانکه آن مسکین به جز کویت ندارد مسکنی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور