گنجور

شمارهٔ ۹۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

صلای باده زد پیر خرابات

بیا ساقی که فی التاخیر آفات

من و مستی و ذوق می پرستی

چه کار آید مرا کشف و کرامات

می و نقل است ورد من شب و روز

بنامیزد زهی اوراد و اوقات

سلوک راه عشق از خود رهایی ست

نه قطع منزل و طی مقامات

جهان مرآت حسن شاهد ماست

فشاهد وجهه فی کل ذرات

سعادت خواهی از عادت گذر کن

که ترک عادت است اصل سعادات

مزن بیهوده لاف عشق جامی

فان العاشقین لهم علامات



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.