گنجور

شمارهٔ ۹۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ای صفات تو نهان در تتق وحدت ذات

جلوه گر ذات تو از پرده اسما و صفات

ما گرفتار جهت از تو نشان چون یابیم

ای سراپرده اجلال تو بیرون ز جهات

از ندای تو درافتاد صدایی به حرم

خاست صد نعره لبیک ز اهل عرفات

مشرب زهد کجا چاشنی عشق کجا

آن یکی ملح اجاج آمد و این عذب فرات

ما نداریم مشامی که توانیم شنید

ورنه هر دم رسد از گلشن وصلت نفحات

به وفای تو درآمیخت چنان آب و گلم

که دمد بعد وفات از گل من بوی وفات

مرد جامی به سر تربت او بنویسید

هذه روضة من حل به العشق فمات



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان