گنجور

شمارهٔ ۹۳۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

در لباس نیلگون تا جلوه کردی ای پری

مه دگر ننمود رخ زین پرده نیلوفری

با لباس آسمانی هر که دید ای مه تو را

شد بر او چون روز روشن کآفتاب دیگری

شاخ شمشادی که پیچیده ست نیلوفر بر آن

سرو آزادی که دارد رخ ز گلبرگ طری

رسم دوران است نیلوفر به زیر آب لیک

عکس این کرد آن تن نازک زهی صنعتگری

برگ گل در غنچه نازک باشد اما در قبا

ای گل خندان تو بسیاری ازو نازک تری

چند استغنا چه کم گردد ز جاه و حشمتت

گر به چشم مرحمت سوی غریبی بنگری

قدر حسنت جامی صاحبنظر دانست و بس

قیمت جوهر کسی نشناسد الا جوهری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن