گنجور

شمارهٔ ۷۹۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

شبی چون مه نمودی روی نیکو

برآمد نعره از انجم که ما هو

رمد آهو ز مردم با تک تیز

درین شیوه تو بگذشتی ز آهو

برت هست آیتی در لطف و رخ نیز

گه از برخوانم این آیت که از رو

سرشکم خواهد از زانو گذشتن

ز شوقت چند گریم سر به زانو

دو چشم تو عجایب جادوانند

ندیدم همچو آن دو هیچ جادو

همه صاحبدلان را ذوق کعبه

من بی دین و دل را ذوق آن کو

تنت در خرقه گر گم گشت جامی

چه شد کم گیر ازین پشمینه یک مو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن