گنجور

شمارهٔ ۷۵۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

صوفی متاع صومعه رهن شراب کن

پیرانه سر تلافی عهد شباب کن

مستم ز نشئه می عشق پریوشی

بر یاد لعلش از دو سه جامم خراب کن

عیب است لاف عشق جوانان و عهد شیب

موی سفیدم از می گلگون خضاب کن

بدنام و شهر رانده و رسوای عالمیم

ای پارسا ز صحبت ما اجتناب کن

کسب کمال و فضل فضولی ست ای پسر

از عاشقان فضیلت عشق اکتساب کن

معنی یکی ست گر چه صور مختلف فتاد

این نکته را قیاس ز بحر و حباب کن

جامی جناب پیر مغان قبله دعاست

هر چیز کالتماس کنی زان جناب کن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر