گنجور

شمارهٔ ۷۳۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ای به رخت هر نفس مهر دل ما فزون

وجهک «شمس الضحی » نحن له عابدون

ابرو و قد خوشت صورت «نون والقلم »

نقش خط دلکشت معنی «ما یسطرون »

خامه ابداع را چون الف قامتت

نامده یک حرف خوش بر ورق کاف و نون

کس حرکت با سکون جمع ندیده ست ازان

با حرکات خوشت رفت ز جانم سکون

کوهکن از بیستون ساخت به صنعت ز سنگ

من شدم ای سنگدل کوه بلا را ستون

حاصل بی حاصلان چیست جدا از درت

جانی و صد گونه درد چشمی و صد قطره خون

در ز صدف دور ماند شهر گهر از کان جدا

حسرت لعلت نرفت از دل جامی برون



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان