گنجور

 
جامی

گرچه گشتم به تیغ هجر قتیل

لیس قلبی الی سواک یمیل

نیست از کحل خاک راه تو دور

گر کند دیده روشن از دو سه میل

صد رهم گر به خلد بنمایی

نروم از درت به هیچ سبیل

همه چیزی بود جمیل از تو

لکن الصبر عنک غیر جمیل

آفتابی تو و بر این دعوی

همه ذرات کائنات دلیل

گر جمالت ز خال ساده فتاد

عدسی کم شمر ز خوان خلیل

دل جامی به فکر نرگس توست

کل رأی من العلیل علیل

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
ناصرخسرو

ای به سر برده خیره عمر طویل

همه بر قال قال و گفتن قیل

خبر آری که این روایت کرد

جعفر از سعد و سعد از اسمعیل

که پسر بود دو مر آدم را

[...]

مسعود سعد سلمان

جای تحسین چو دست مرگ از این

کرد سوی سقر همی تحویل

دهنش گنده بود و رویش زشت

چشم و بینی ببست عزرائیل

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
ابوالفرج رونی

ای به ذات تو ملک گشته جلیل

وی به نام تو زنده نام خلیل

از بیان تو طبع فضل فرح «فره »

وز بنان تو چشم جود کحیل

پیش حلم تو آب نرم درشت

[...]

انوری

مؤتمن اسعد بن اسماعیل

آن به قدر و شرف عدیم عدیل

هست خورشید آسمان جلال

هست مختار مهتران جلیل

آنکه در خاک حلم او آرام

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه