گنجور

شمارهٔ ۵۷۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ساقیا زین هنر و فضل ملولیم ملول

ساغری ده که بشوییم ز دل نقش فضول

مشکل عشق چو حل می نشود چند نهیم

گوش ادراک بر افسانه اوهام و عقول

سحر از کوی خرابات برآمد مستی

لایح از ناصیه اش پرتو انوار قبول

گفتمش عاشق درمانده چه تدبیر کند

که کشد رخت ارادت به مقامات وصول

گفت این مسئله ز پیر مغان پرس که اوست

واقف جمله مراتب چه فروع و چه اصول

در ره حشمت او خاک شو و همت خواه

تا شود غایت مامول تو مقرون به حصول

شیخ شهرت طلب و مسند شیخ اسلامی

جامی و زاویه نیستی و کنج خمول



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور