گنجور

شمارهٔ ۵۳۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

چون تو ناوک افکنی سویم دل و جان یک به یک

سهم خود جوینداز من کالهدایا مشترک

سوختم صد بار تا کی سینه ریش مرا

سازی از مژگان جراحت ریزی از لبها نمک

بر سر ما چون ز بهر امتحان سنگ زنی

روی زرد خود بر آن مالیم چون زر بر محک

در وجود آن دهان داریم شک بهر خدا

زیر آن لب نکته ای فرمای بهر دفع شک

تا نهان آیم به طوف کوی تو هر شب شود

تیر آهم میل چشم دیده بانان فلک

گر رود بر چرخ ذکر دانه های خال تو

دردسر خیزد مسیحا را ز تسبیح ملک

خواند جامی پیش آن خورشید شعری وقت صبح

ساخت گردون نظم پروین را به تیغ مهر حک



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام