گنجور

 
جامی

زد به شکرخنده لعلت بر دل ریشم نمک

یا غزال الحی یا ضبی الحمی ما املحک

تا شدی ظاهر بدین لطف و جمال ارباب دین

متفق گشتند در تفضیل انسان بر ملک

چون پری پنهان مشو ای بی تو بینایی محال

زانکه مردم را چو چشمی چشم را چون مردمک

نقد اخلاص مرا هر بار یابی پاک تر

گر زنی صد نوبت از سنگ جفایم بر محک

موجب ننگ است نامم نامه عشق تو را

کاش نامم را کند تیغ اجل زین نامه حک

دل یکی دارم من و دلبر یکی آن بخت کو

تا بگویم قصه دل پیش دلبر یک به یک

از فلک جامی چرا نالد که با او هر چه کرد

دور خورشید جمالت کرد نی دور فلک

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
قطران تبریزی

فتح آذربایجان امسال اینجا خوانده ام

فتح ترکستان و چین خوانم دگر سالت فرنگ

عبدالقادر گیلانی

ای غبار خاک کویت سرمه چشم فلک

ای به تو محتاج خلق هر دو عالم یک به یک

یا رسول الله توئی کان ملاحت پرکمال

کزتو باید برد خوبان دو عالم را نمک

هرکه او امروز مالد روی بر خاک درت

[...]

انوری

صاحبا از نیکخواه و بدسگالت یک مثال

دیده‌ام از چرخ دولاب و در آنم نیست شک

میل دورش چون به گردش می‌درآید دیده‌ای

یک طرف سوی زمین دیگر طرف سوی فلک

قصد و میل نیکخواه و بدسگالت همچنوست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
مهستی گنجوی

گر بیفتد یک سر مویی ز خاتون زمان

بس گنه آویزه دارد بی ریا و ریب و شک

آنچه حیوان است از تأثیر او . . . شود

روسپی زاید میان آب دریاها سمک

سلمان ساوجی

ای حریم بارگاهت کعبه ملک و ملک !

ساحتت را روضه فردوس حدی مشترک

در خط از عکس خطوطت ، سطح لوح لاجورد

در گل از سهم اساست ، پای وهم تیز تک

از فروغ شمسه دیوار ایوانت به شب

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه