چون تو ناوک افکنی سویم دل و جان یک به یک
سهم خود جوینداز من کالهدایا مشترک
سوختم صد بار تا کی سینه ریش مرا
سازی از مژگان جراحت ریزی از لبها نمک
بر سر ما چون ز بهر امتحان سنگ زنی
روی زرد خود بر آن مالیم چون زر بر محک
در وجود آن دهان داریم شک بهر خدا
زیر آن لب نکته ای فرمای بهر دفع شک
تا نهان آیم به طوف کوی تو هر شب شود
تیر آهم میل چشم دیده بانان فلک
گر رود بر چرخ ذکر دانه های خال تو
دردسر خیزد مسیحا را ز تسبیح ملک
خواند جامی پیش آن خورشید شعری وقت صبح
ساخت گردون نظم پروین را به تیغ مهر حک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساس عاشقانه و درد جدایی میپردازد. شاعر از عشق و جراحتهایی که بر دل و جانش وارد میشود، سخن میگوید و از امتحانات و سختیهایی که در عشق تحمل میکند، مینالد. او برای رسیدن به محبوبش هر شب به کوی او میرود و در عین حال به زیبایی و نور چهره او اشاره میکند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق و زیبایی محبوبش بر تمامی دردها و مشکلات زندگی میچربد و او را به وصال میکشاند.
هوش مصنوعی: هر زمان که تو تیر محبت خود را به سمت من پرتاب کنی، دل و جان من هر کدام سهم خود را از محبت تو خواهند جست. این عشقی است که بین ما مشترک است.
هوش مصنوعی: من بارها آتش را تجربه کردهام، تا کی قرار است قلب زخمدار من را با چشمانت آغشته به درد کنی و از لبهایت نمک بپاشی؟
هوش مصنوعی: برای آزمایش ما، به ما سختی و فشار میآورند، همانطور که طلا را با سنگ محک میسنجند، ما نیز در این شرایط، رنگ روی زرد خود را به معرض نمایش میگذاریم.
هوش مصنوعی: در وجود آن شخص، ما دلیلی برای تردید داریم، اما به خاطر خدا، زیر آن لب، نکتهای وجود دارد که برای رفع این تردید بیان شده است.
هوش مصنوعی: هر شب که به دور از چشم دیگران به کوی تو میروم، در دل به تو حسرت میزنم و آن تیر آتشین غم، به مقابلم به چشم دیدهبانی از آسمان میآید.
هوش مصنوعی: اگر اندیشهها و یاد خداوند، مانند دانههای خال بر صورت تو در چرخ بگردند، این موضوع برای مسیحا که به تسبیح ملک میپردازد، دردسر ساز خواهد شد.
هوش مصنوعی: در صبح، جامی شعر زیبایی را در حضور خورشید خواند و نظم پروین را با نور مهر بر گردون حک کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فتح آذربایجان امسال اینجا خوانده ام
فتح ترکستان و چین خوانم دگر سالت فرنگ
ای غبار خاک کویت سرمه چشم فلک
ای به تو محتاج خلق هر دو عالم یک به یک
یا رسول الله توئی کان ملاحت پرکمال
کزتو باید برد خوبان دو عالم را نمک
هرکه او امروز مالد روی بر خاک درت
[...]
صاحبا از نیکخواه و بدسگالت یک مثال
دیدهام از چرخ دولاب و در آنم نیست شک
میل دورش چون به گردش میدرآید دیدهای
یک طرف سوی زمین دیگر طرف سوی فلک
قصد و میل نیکخواه و بدسگالت همچنوست
[...]
گر بیفتد یک سر مویی ز خاتون زمان
بس گنه آویزه دارد بی ریا و ریب و شک
آنچه حیوان است از تأثیر او . . . شود
روسپی زاید میان آب دریاها سمک
ای حریم بارگاهت کعبه ملک و ملک !
ساحتت را روضه فردوس حدی مشترک
در خط از عکس خطوطت ، سطح لوح لاجورد
در گل از سهم اساست ، پای وهم تیز تک
از فروغ شمسه دیوار ایوانت به شب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.