گنجور

 
جامی

چون تو ناوک افکنی سویم دل و جان یک به یک

سهم خود جوینداز من کالهدایا مشترک

سوختم صد بار تا کی سینه ریش مرا

سازی از مژگان جراحت ریزی از لبها نمک

بر سر ما چون ز بهر امتحان سنگ زنی

روی زرد خود بر آن مالیم چون زر بر محک

در وجود آن دهان داریم شک بهر خدا

زیر آن لب نکته ای فرمای بهر دفع شک

تا نهان آیم به طوف کوی تو هر شب شود

تیر آهم میل چشم دیده بانان فلک

گر رود بر چرخ ذکر دانه های خال تو

دردسر خیزد مسیحا را ز تسبیح ملک

خواند جامی پیش آن خورشید شعری وقت صبح

ساخت گردون نظم پروین را به تیغ مهر حک

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
قطران تبریزی

فتح آذربایجان امسال اینجا خوانده ام

فتح ترکستان و چین خوانم دگر سالت فرنگ

عبدالقادر گیلانی

ای غبار خاک کویت سرمه چشم فلک

ای به تو محتاج خلق هر دو عالم یک به یک

یا رسول الله توئی کان ملاحت پرکمال

کزتو باید برد خوبان دو عالم را نمک

هرکه او امروز مالد روی بر خاک درت

[...]

انوری

صاحبا از نیکخواه و بدسگالت یک مثال

دیده‌ام از چرخ دولاب و در آنم نیست شک

میل دورش چون به گردش می‌درآید دیده‌ای

یک طرف سوی زمین دیگر طرف سوی فلک

قصد و میل نیکخواه و بدسگالت همچنوست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
مهستی گنجوی

گر بیفتد یک سر مویی ز خاتون زمان

بس گنه آویزه دارد بی ریا و ریب و شک

آنچه حیوان است از تأثیر او . . . شود

روسپی زاید میان آب دریاها سمک

سلمان ساوجی

ای حریم بارگاهت کعبه ملک و ملک !

ساحتت را روضه فردوس حدی مشترک

در خط از عکس خطوطت ، سطح لوح لاجورد

در گل از سهم اساست ، پای وهم تیز تک

از فروغ شمسه دیوار ایوانت به شب

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه