گنجور

شمارهٔ ۴۷۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

نهادی لعل رخشان بر بناگوش

سهیل و ماه را کردی هم آغوش

در اشکم شد از عکس لبت لعل

منش در دیده جا کردم تو در گوش

تو را از هر طرف در گوش لعلی ست

چنان لعلی که از جان می برد هوش

مرا بر هر مژه لعلی ست اما

ازان خونی که در دل می زند جوش

ز لعلت گر کنم دریوزه کامی

به لؤلؤ لعل را گیری که خاموش

چه بودی کوهکن لعل تو دیدی

که کردی لعل شیرین را فراموش

ز لعلش چون نداری رنگ جامی

ز خون دل شراب لعل می نوش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی