گنجور

شمارهٔ ۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

خلیلی لاحت لنا دور سلمی

نشان های سلمی شد از دور پیدا

کهن ناشده داغ او گشت تازه

قفا نبک من ذکر من لیس ینسی

ازین ربع و اطلال هر جا گیاهی

که بینیم گویا زبانی ست گویا

جز افسون سلمی و افسانه او

نخوانند بر ما نگویند با ما

خدا را رو ای باد و از من بنه رخ

به خاک رهش مرة بعد اخری

به عرضش رسان کای درین دیر کرده

لب لعلت احیای رسم مسیحا

حیات ابد می کند بنده جامی

ز لعل تو دریوزه و الامر اعلی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان