گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۲۹۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

فرخنده عیدی کان جوان از پشت زین جولان کند

از غمزه ها خنجر زنان عشاق را قربان کند

رخش جفا انگیخته خون اسیران ریخته

هر سو سری آویخته جا بر سر میدان کند

چون از دل غرقه به خون آرند پیکانش برون

ناله نه از چاک درون از فرقت پیکان کند

زانگونه کز ابر چمن باشند گلها خنده زن

آن غنچه لب را چشم من از اشک خود خندان کند

گر خوی چکان آن لب شکر بر شوره خاک آرد گذر

آن خاک را در یک نظر سرچشمه حیوان کند

بر جان همی آرد کمین غم زین دل اندوهگین

سیل بلایی کو که این غم خانه را ویران کند

زینسان که جامی خونفشان در هر غزل شد قصه خوان

دریای خون روزی روان از جدول دیوان کند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify