گنجور

شمارهٔ ۲۸۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

خرم دل آنها که به میخانه نشستند

وز وسوسه خانقه و مدرسه رستند

چون پرده ما جامه تقوی بدریدند

چون توبه ما خامه فتوی بشکستند

غم یار و بلا مونس و اندوه ندیم است

ای دل تو کجایی که حریفان همه هستند

بر بتکده بگذر گره زلف گشاده

تا روی تو بینند و دگر بت نپرستند

مستان چه عجب گر به زمین جرعه فشانند

خون دل ما جرعه و چشمان تو مستند

پیش تو چه گویم سخن سدره و طوبی

بخرام که با قد بلندت همه پستند

جامی حرم کعبه مقام همه کس نیست

این بس که در دیر به روی تو نبستند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام