گنجور

شمارهٔ ۲۵۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ای خاک ره تو عرش را تاج

یک پایه ز قدر توست معراج

تو در یتیمی و تو را جای

برتر ز همه چو درة التاج

فخر تو به فقر و تاجداران

آورده به فرق بر درت باج

در تیره شب ضلال خذلان

نور تو شده سراج وهاج

آیات تو در زمانه ظاهر

چون شبگون خط ز صحفه عاج

بر روی زده کف خجالت

با جود کف تو بحر مواج

مشتاق ره تو را مغیلان

در زیر قدم حریر و دیباج

جامی که ز تندباد عصیان

شد خرمن طاعتش به تاراج

اکنون ره معذرت گرفته

مسکین به شفاعت تو محتاج



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط