گنجور

شمارهٔ ۱۳۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

قدم به طرف چمن نه که سبزه نوخیز است

شکوفه در قدم دوستان درم ریز است

مده به باد گرانمایه عمر بی باده

کنون که باده فرحبخش و باد گلبیز است

سرود مجلس تو صوت عندلیب بس است

به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است

به کف پیاله لعل است لاله را یعنی

پیاله گیر که از می نه وقت پرهیز است

گدای عشق چو گیرد به صدر مصطبه جای

چه جای مسند جمشید و تخت پرویز است

هوای مطرب گلچهره کن که گیسوی چنگ

به دست زهره جبینان عجب دلاویز است

مخور شراب غرور از صفای مشرب عیش

که سیل خیز حوادث کدورت انگیز است

مبین به چشم ترحم به حالم ای خواجه

که رنج و محنت عشاق راحت آمیز است

ز لطف گفته جامی همه خراسان را

فرو گرفت سخن در عراق و تبریز است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام