گنجور

شمارهٔ ۱۱۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

عاشق تو شهید تیغ بلاست

سرکوی تو روضة الشهداست

جان پاکان نثار مقدم توست

در رهت جان پاک خاک بهاست

هست از نیست گفت و گوی محال

آن دهان هست لیک نیست نماست

به میانت که سر غیب آمد

نیست دانا کسی خدا داناست

بی تو عشاق را وجودی نیست

ذره بی آفتاب ناپیداست

عاشق تو به کس نگیرد انس

در میان هزار کس تنهاست

نظم جامی ز شوق سرو قدت

وحی نازل ز عالم بالاست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر