گنجور

شمارهٔ ۱۰۱۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ای عمر گرانمایه و ای جان گرامی

جانم به فدایت ز کجایی و چه نامی

کردیم دل و دیده مقام تو ولی نیست

معلوم که با خسته دلان در چه مقامی

دمساز سگان در خود صد رهم افزون

دیدی و نگفتی که ازین خیل کدامی

بر روی زمین حیف بود آن کف پا حیف

بر دیده من نه قدم آن دم که خرامی

غم نیست اگر ماه ملک نیمه نمانده ست

رخساره برافروز که ما را تو تمامی

زاهد نشد آگاه ز اسرار خرابات

ادراک وقایع نکند مردم عامی

هرگز نکند آرزوی خلعت شاهی

جامی که رسید از تو به تشریف غلامی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور