گنجور

شمارهٔ ۲۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید
 

ای سر از قدر بر فلک سوده

عالمی در پناهت آسوده

از زمین بوس سرکشان جهان

آستان تو گشته فرسوده

گوش سایل به جز صدای کرم

از صریر در تو نشنوده

هر چه پنهان ز وضع های بدیع

در خیال مهندسان بوده

در بنای تو صنعت استاد

همه را آشکار بنموده

هر که دیده فروغ شمسه تو

دیده بر آفتاب نگشوده

پیش نقاش تو سپهر کبود

صدفی لاجورد آلوده

بامت آمد ز ابر بالاتر

نیست حاجت که باشد اندوده

در جمال تو دولت ازلی

هر زمان چیزی دیگر افزوده

وز همه بهتر آنکه موکب شاه

در تو گاهی نزول فرموده



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن