بود شوخی نشسته بر لب بام
با فروزان رخی چو ماه تمام
بر شکسته کلاه گوشه ناز
گشته نازش هلاک اهل نیاز
پیری آمد سفید موی شده
پشتی از بار دل دو توی شده
روی خود را به خاک می مالید
وز دل دردناک می نالید
کای پسر از تو سینه چاک شدم
رحمتی کز غمت هلاک شدم
پیش ازان کز غمت بمیرم زار
حاجت من به یک نگاه برآر
گفت با او پسر به عشوه گری
من که باشم که تو به من نگری
در برابر نگر برادر من
که به خوبیست صد برابر من
پیر مسکین چو آن طرف نگریست
تا ببیند که در برابر کیست
دست زد آن به خون خلق دلیر
وز لب بامش اوفکند به زیر
کان که ما را به عشق نام برد
در رخ دیگری چرا نگرد
جامی از غیر دوست دیده بدوز
ور نه از دیده خون فشان شب و روز
گر نه از وصل بهره ور باشی
باری از هجر نوحه گر باشی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، حکایت از فردی است که در حال شوخی و ناز است و به زیبایی خود میبالد، در حالی که پیری با دلنگرانی و درد به او نزدیک میشود. این پیر به پسر میگوید که به خاطر غم او و عشقش به او، به شدت رنج میبرد و آیا ممکن است یک نگاه به او بیفکند تا دلش آرام گیرد. پسر با ناز و عشوه به او پاسخ میدهد که او چه کسی است که به او نگاه کند و برادرش را که از او بهتر است معرفی میکند. در ادامه، پیر به جستجوی برادر میپردازد و به او میگوید که اگر به عشق واقعی دست نیابد، نباید از غم و هجران شکایت کند. این متن به پیچیدگیهای عشق و عواطف انسانی میپردازد و نشاندهنده تأثیرات آن بر روح و روان آدمی است.
هوش مصنوعی: بر لبه بام، در حال شوخی، دختری با چهرهی درخشان و زیبا مانند ماه کامل نشسته است.
هوش مصنوعی: در گوشهای از کلاهی که شکسته شده، زیبایی آن به قدری فراگیر است که دل نیازمندان را به درد میآورد.
هوش مصنوعی: زمانی فرا رسیده که سالهای زندگی به سراغم آمدهاند و موهایم به خاطر بار اندوهی که بر دوش دارم، سفید شدهاند.
هوش مصنوعی: او صورت خود را به خاک میمالید و از دل دردش ناله میکرد.
هوش مصنوعی: ای پسر، من به خاطر تو دلسوختهام و به خاطر رحمتی که از غمت به من رسیده، به عذابی جانسوز دچار شدهام.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه به خاطر غم تو به شدت غمگین شوم و بمیرم، تنها یک نگاه به من کن تا درخواست من برآورده شود.
هوش مصنوعی: او گفت: با عشوه و ناز خود جذب من شدهای، ولی من کی هستم که تو به من توجه کنی؟
هوش مصنوعی: برادرم که از من بهتر است، در مقایسه با من، صد بار بهتر و شایستهتر است.
هوش مصنوعی: پیر مارلیک وقتی به سمت دیگر نگاه کرد تا ببیند در مقابلش چه کسی است.
هوش مصنوعی: آن شخص شجاع با دستانش به خون مردم ضربه زد و از روی بامش آن را به پایین پرتاب کرد.
هوش مصنوعی: هر کس که ما را به عشق یاد کند، چرا باید به صورت دیگری نگاه کند؟
هوش مصنوعی: اگر به غیر از دوست، جامی از محبت و عشق بدوزی، بهتر است که از چشمانت اشک بریزد شب و روز.
هوش مصنوعی: اگر از وصال و وصال معشوق بهرهای نداشته باشی، حداقل در درد جدایی و فراق، غمی به دل بگیر و نوحهسرایی کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.