جامی
»
هفت اورنگ
»
سلسلةالذهب
»
دفتر دوم
»
بخش ۵۸ - قبول کردن معتمر آنچه پدر ریا خواست و عقد بستن ایشان به یکدیگر
معتمر گفت آن منم اینک
هر چه خواهی ضمان منم اینک
خواست چندان زر تمام عیار
که مثاقیل آن رسد به هزار
بعد ازان نیز ده هزار درم
سیم خالص نه بیش ازان و نه کم
جامگی صد ز بردهای یمن
صد دیگر ازان فزون به ثمن
نافه ها مشک و طبله ها عنبر
عقدهای مرصع از گوهر
معتمر گفت تا سه چار نفر
زود کردند بر مدینه گذر
هر چه جستند حاضر آوردند
مجلس عقد منعقد کردند
عقد بستند آن دو مفتون را
شاد کردند آن دو محزون را
دو اسیر کمند یکدیگر
چشم بد را سپند یکدیگر
رخ به رخ شادمان شدند از هم
لب به لب کامران شدند از هم
این شد آن را به بوسه مرهم داغ
آن شد این را به خنده غنچه باغ
تنگ با هم چو غنچه شب خفتند
همچو گل صبحگاه بشکفتند
تافته روی شغل از همه کار
شغلشان بوسه بود و کار کنار
تا به چل روز کارشان این بود
حاصل روزگارشان این بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: معتمر در حال گفت و گو است و وعده میدهد که هر چیزی که بخواهد را فراهم میکند. او خواستههایی از جمله زر و سیم، جامهها و عطرهای گرانبها دارد. پس از جمعآوری این همه چیز، مجلس عقدی برپا میشود و دو نفر عاشق به هم پیوند میخورند. آنها با خوشحالی یکدیگر را مینگرند و از نظر عاطفی به یکدیگر نزدیک میشوند. آنان در کنار هم زندگی میکنند و خوشبختی را تجربه میکنند. داستان نشاندهنده عشق و خوشبختی آنان در روزگارهایی است که در کنار هم سپری میکنند.
هوش مصنوعی: معتمر گفت: من هم اکنون همان چیزی هستم که تو میخواهی، همه چیز به عهده من است.
هوش مصنوعی: میخواهم مقدار زیادی طلا جمع کنم که وزن آن به هزار مثقال برسد.
هوش مصنوعی: پس از آن، ده هزار درم نقره خالص باید پرداخت شود، نه بیشتر و نه کمتر.
هوش مصنوعی: صد جامه از یمن به قیمت مناسبتر، با کیفیتی به مراتب بیشتر از دیگران موجود است.
هوش مصنوعی: عطر خوش ناشی از گلها و زیباییهای طبیعی، مانند مشک و عنبر، به همراه جواهرات قیمتی که در شکلهای زیبا و خاصی تزیین شدهاند.
هوش مصنوعی: معتمر گفت که چند نفر سریعتر از بقیه به سمت مدینه حرکت کردند.
هوش مصنوعی: آنچه را که جستجو کردند، حاضر کردند و مراسم عقد را برگزار کردند.
هوش مصنوعی: آن دو نفر عاشق را به هم پیوند دادند و باعث شادی آن دو نفر غمگین شدند.
هوش مصنوعی: دو نفر که به هم وابسته و درگیر یکدیگر هستند، با وجود مشکلات و چشمبدها، به حفاظت و حمایت از یکدیگر میپردازند.
هوش مصنوعی: دو نفر به هم نزدیک شدند و از دیدن یکدیگر خوشحال شدند و همچنین از همراهی و همصحبتی که با هم داشتند، لذت بردند.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی بیان میکند که عشق و محبت میتوانند به زخمهای عاطفی التیام بخشند. بوسهای محبتآمیز میتواند درد دل را تسکین دهد و خنده و شادی میتواند مانند شکوفههای باغ، به زندگی رنگ و طراوت بدهد.
هوش مصنوعی: در شب، همانند غنچهها به هم نزدیک و در کنار یکدیگر خوابیده بودند و وقتی صبح شد، مانند گلها شکوفا شدند.
هوش مصنوعی: شغلاش در کنار دیگران، همچون تافتهای بافته شده بود که در میان همه کارها، تنها به بوسهای اشاره دارد.
هوش مصنوعی: آنها به مدت سی روز در حال فعالیت بودند و نتیجه زندگیشان همین بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.