گنجور

بخش ۴۱ - در بیان آنکه چون عشق به مرتبه کمال رسد روی عاشق را از معشوق نیز بگرداند و در خود کند

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم
 

عشق عاشق چو سر کشد به کمال

شود از غیر عشق فارغ بال

عشق را قبله گاه خود سازد

دل ز معشوق هم بپردازد

حب محبوب حب حب گردد

آنچه لب بود لب لب گردد

غیر حب کس نماندش محبوب

شود اندر شهود حب مغلوب

عشق او چون بدین حد انجامد

پا به دامن کشد بیارامد

به گریبان جان درآرد سر

بندد از هر چه غیر عشق نظر

طالب این مقام بود نبی

که به حق در اوان به طلبی

گفت کای چشم و گوش من همه تو

مایه عقل و هوش من همه تو

عشق خود را که غایت امل است

دولت لایزال و لم یزل است

بر من خسته جان تشنه جگر

ساز محبوب تر ز سمع و بصر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام