گنجور

بخش ۴ - سلطان العارفین قدس الله تعالی سره در بادیه کله ای دید بر وی نوشته خسرالدنیا و الآخرة از زمین برداشت و بوسه داد و فرمود که این سر صوفیی است که دو جهان را برای خدای درباخته است

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم
 

بحر بس ژرف و یم بس طامی

قطب حق بایزید بسطامی

بود روزی به بادیه گذران

دید فرسوده کله ای و بر آن

آیتی ثبت بود کش معنی

بود خسران دنیی و عقبی

چون بر آن سر نوشته را نگریست

بوسه ها زد بر آن و زار گریست

کین سر صوفیی ست افتاده

دو جهان را برای حق داده

برگزیده زیان هر دو سرای

تا بود سودش از میانه خدای

ای خوش آن کس که شد پی این سود

به زیانکاری جهان خوشنود

از دو عالم همین خدا طلبید

دو جهان داد و یک خدای خرید

هر چه بودش ز جنس دنیی و دین

باخت در عشق حق خلیل آیین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام