گنجور

بخش ۳۹ - در بیان آنکه چون عاشق ظلمت وایه های نفس بداند روی از خود بگرداند و در معشوق آورد

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم
 

عاشق صدق جو چو دریابد

ظلمت خود ز خود عنان تابد

روی جان آورد به قبله دوست

نشود محتجب ز مغز به پوست

هر چه گوید برای او گوید

هر چه جوید برای او جوید

همچو پروانه کو به مجلس جمع

هستی خود فنا کند در شمع

بهر جانان فنا کند خود را

پیش رویش فدا کند خود را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام