گنجور

بخش ۳۲ - حکایت بر سبیل تمثیل

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم
 

یک منک گوشت داد خواجه به زن

کش بپز زود بهر طعمه من

گوشت را زن کباب کرد و بخورد

خواجه چون گشت خواست عذر آورد

که هنوز آن ز دیگ بیرون بود

که کمین کرد گربه و بربود

خواجه سنجید گربه را فی الحال

نامد افزون ز گوشت یک مثقال

زد به صد غصه دست بر زانو

کرد با زن عتاب کای بانو

گربه بی شک چو گوشت یک من بود

گوشت یک من دگر بر آن افزود

نیست این نکته پیش من روشن

که تواند شدن دو من یک من

اگر این گربه است گوشت کجاست

وگر این گوشت شکل گربه چراست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام