یک منک گوشت داد خواجه به زن
کش بپز زود بهر طعمه من
گوشت را زن کباب کرد و بخورد
خواجه چون گشت خواست عذر آورد
که هنوز آن ز دیگ بیرون بود
که کمین کرد گربه و بربود
خواجه سنجید گربه را فی الحال
نامد افزون ز گوشت یک مثقال
زد به صد غصه دست بر زانو
کرد با زن عتاب کای بانو
گربه بی شک چو گوشت یک من بود
گوشت یک من دگر بر آن افزود
نیست این نکته پیش من روشن
که تواند شدن دو من یک من
اگر این گربه است گوشت کجاست
وگر این گوشت شکل گربه چراست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان درباره خواجهای است که یک من گوشت به همسرش میدهد تا برای او بپزد. زن گوشت را کباب کرده و میخورد. اما زمانی که خواجه میخواهد عذر بیاورد، متوجه میشود که گربهای گوشت را دزدیده است. خواجه با افسوس به زن میگوید که نمیتواند بفهمد چطور ممکن است دو من گوشت وجود داشته باشد، در حالی که یکی از آنها دزدیده شده است. او در تلاش است تا این معما را حل کند و به نتیجه برسد که اگر این گربه تنها یک من گوشت بوده، پس گوشت کجاست و چرا شکل گربه را به خود گرفته است.
هوش مصنوعی: خواجه یک من گوشت به زن داد و گفت زود آن را بپز تا طعمه من آماده شود.
هوش مصنوعی: زن گوشت را کباب کرد و خواجه آن را خورد، اما وقتی خواجه خواست عذر و بهانهای بیاورد، دیگر نتوانست.
هوش مصنوعی: هنوز غذا از دیگ بیرون نیامده بود که گربه کمین کرد و آن را از آن خود کرد.
هوش مصنوعی: خواجه به این نتیجه رسید که در حال حاضر، ارزش گربه بیشتر از یک مثقال گوشت نیست.
هوش مصنوعی: او با وجود تمام غصههایی که داشت، دست بر زانو گذاشت و به همسرش با ناراحتی گفت: "ای بانو!"
هوش مصنوعی: گربه اگر یک من گوشت داشته باشد، بدون تردید میتواند همان یک من را دوباره به آن بیفزاید و مقدارش را بیشتر کند.
هوش مصنوعی: این نکته برای من روشن نیست که چگونه میتواند دو وجود به یک وجود تبدیل شود.
هوش مصنوعی: اگر این چیزهایی که میبینیم گربه است، پس گوشتش کجاست؟ و اگر این تکههای گوشتی که داریم به شکل گربه است، دلیلش چیست؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.