گنجور

بخش ۱۹ - اشارت به جماعتی که اگر چه به مشاهده جمال صورت گرفتار شدند در آن نماندند بلکه آن سبب ترقی ایشان شد به مشاهده جمال معنی

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم
 

وان دگر گر چه بود عشق مجاز

رهزن عقل و دین او ز آغاز

عاقبت حرف عاریت بسترد

ره به سر منزل حقیقت برد

میوه ای زان درخت چید و گذشت

جرعه ای زان قدح چشید و گذشت

سخن خوب و نکته سره گفت

عارفی کالمجاز قنطره گفت

بر ره تو مجاز قنطره ایست

نکند کس فراز قنطره ایست

زود بگذر که سالکان سبل

کم اقامت کنند بر سر پل

گر چه آن پل بود برای گذر

به حقارت به سوی او منگر

کی ز بحر تعلقات جهان

که در او غرقه اند پیر و جوان

جز به آن پل توان گذر کردن

پی به عشق حقیقی آوردن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام