جامی
»
هفت اورنگ
»
سلسلةالذهب
»
دفتر دوم
»
بخش ۱۹ - اشارت به جماعتی که اگرچه به مشاهده جمال صورت گرفتار شدند در آن نماندند بلکه آن سبب ترقی ایشان شد به مشاهده جمال معنی
وان دگر گرچه بود عشق مجاز
رهزن عقل و دین او ز آغاز
عاقبت حرف عاریت بسترد
ره به سر منزل حقیقت برد
میوه ای زان درخت چید و گذشت
جرعه ای زان قدح چشید و گذشت
سخن خوب و نکته سره گفت
عارفی کالمجاز قنطره گفت
بر ره تو مجاز قنطره ایست
نکند کس فراز قنطره ایست
زود بگذر که سالکان سبل
کم اقامت کنند بر سر پل
گرچه آن پل بود برای گذر
به حقارت به سوی او منگر
کی ز بحر تعلقات جهان
که در او غرقه اند پیر و جوان
جز به آن پل توان گذر کردن
پی به عشق حقیقی آوردن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی عشق مجاز و عشق حقیقی میپردازد. عشق مجاز، که میتواند موجب گمراهی عقل و دین شود، در نهایت فرد را به حقیقت میرساند. شاعر به اهمیت گذر از مراحل مختلف عشق اشاره میکند و میگوید که عارفان بر این مراحل به عنوان پلی برای رسیدن به حقیقت تاکید دارند. آنها باید به سرعت از این پل بگذرند و نباید در آنجا توقف کنند. همچنین، بزرگترین خطر غرق شدن در دنیا و تعلقاتش است و تنها راه برای عبور از این گرداب، رسیدن به عشق واقعی است.
هوش مصنوعی: عشق مجازی هرچند که میتواند گمراهکننده و خواستههای عقل و دین را تحت تأثیر قرار دهد، اما نمیتوان منکر وجود آن شد.
هوش مصنوعی: در نهایت، سخن و نظری که به طور موقت و برای مدتی به عاریت گرفته شده بود، راهی را به سوی واقعیت و حقیقت نشان داد و به آنجا رساند.
هوش مصنوعی: میوه ای از آن درخت برداشت و ادامه داد، کمی از آن جام نوشید و رفت.
هوش مصنوعی: عارفی در سخنی زیبا و عمیق، نکتهای ارزشمند بیان کرده و به نوعی آن را به عنوان پلی برای انتقال معانی عمیق معرفی کرده است.
هوش مصنوعی: در مسیر تو پلی وجود دارد که هیچکس نمیتواند از آن عبور کند.
هوش مصنوعی: سریع بگذرید، زیرا راهیابان زمان زیادی در این راه نمیمانند.
هوش مصنوعی: هر چند آن پل وسیلهای برای عبور از یک پلیدی است، به او زل نزن و به سمتش نرو.
هوش مصنوعی: چه کسی از دریا و تعلقات این دنیا که همه پیر و جوان در آن غرق شدهاند، نجات پیدا کرده است؟
هوش مصنوعی: برای عبور از پل، باید عشق واقعی را تجربه کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.